محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

324

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

نورى است كه با آن تاريكى يافت نمىشود ، ريسمانى است كه رشته‌هاى آن محكم ، پناهگاهى است كه قله آن بلند ، و توان و قدرتى است براى آن‌كه قرآن را برگزيند ، محل امنى است براى هركس كه وارد آن شود ، راهنمايى است تا از او پيروى كند ، وسيله انجام وظيفه است براى آن‌كه قرآن را راه و رسم خود قرار دهد ، برهانى است بر آن‌كس كه با آن سخن بگويد ، عامل پيروزى است براى آن‌كس كه با آن استدلال كند ، نجات‌دهنده است براى آن كس كه حافظ آن باشد و به آن عمل كند و راهبر آن‌كه آن را به‌كار گيرد ، و نشانه هدايت است براى آن‌كس كه در او بنگرد ، سپر نگهدارنده است براى آن‌كس كه با آن خود را بپوشاند و دانش كسى است كه آن را به خاطر بسپارد و حديث كسى است كه از آن روايت كند ، و فرمان كسى است كه با آن قضاوت كند . واژه‌شناسى لا يخبو : خاموش نمىشود . المنهاج : راه . نهج الامر : مسئله را روشن و آشكار ساخت . الثوب : پيراهن را كهنه و فرسوده ساخت . بحبوحة : وسعت و بزرگى خانه . الاثافى : ابزارى كه ديد را بر آن مىنهند . غيطانه : زمين‌هاى هموار و مستحكم . لا ينزف : تمام نمىشود . الماتحون : كسانى كه آب از چاه استخراج مىكنند .